
بچه که بودیم چه دل های بزرگی داشتیم
اکنون که بزرگیم چه دلتنگیم
کاش دلهامون به بزرگی بچگی بود
کاش همان کودکی بودیم که حرفهایش
را از نگاهش می توان خواند
کاش برای حرف زدن
نیازی به صحبت کردن نداشتیم
کاش برای حرف زدن فقط نگاه کافی بود
کاش قلبها در چهره بود
اما اکنون اگر فریاد هم بزنیم کسی نمی فهمد
و دل خوش کرده ایم که سکوت کرده ایم
دنیا را ببین...
بچه بودیم از آسمان باران می آمد
بزرگ شده ایم از چشمهایمان می آید!
بچه بودیم همه چشمای خیسمون رو میدیدن
بزرگ شدیم هیچکی نمیبینه
بچه بودیم تو جمع گریه می کردیم
بزرگ شدیم تو خلوت
بچه بودیم راحت دلمون نمی شکست
بزرگ شدیم خیلی آسون دلمون می شکنه
بچه بودیم همه رو ۱۰ تا دوست داشتیم
بزرگ که شدیم بعضی ها رو هیچی
بعضی هارو کم و بعضی ها رو بی نهایت دوست داریم
بچه که بودیم قضاوت نمی کردیم و همه یکسان بودن
بزرگ که شدیم قضاوتهای درست و غلط باعث شد که
اندازه دوست داشتنمون تغییر کنه
کاش هنوزم همه رو
به اندازه همون بچگی ۱۰ تا دوست داشتیم
بچه که بودیم اگه با کسی
دعوا میکردیم ۱ ساعت بعد از یادمون میرفت
بزرگ که شدیم گاهی دعواهامون سالها تو یادمون مونده و آشتی نمی کنیم
بچه که بودیم گاهی با یه تیکه نخ سرگرم می شدیم
بزرگ که شدیم حتی ۱۰۰ تا کلاف نخم سرگرممون نمیکنه
بچه که بودیم بزرگترین آرزومون داشتن کوچکترین چیز بود
بزرگ که شدیم کوچکترین آرزومون داشتن بزرگترین چیزه
بچه که بودیم آرزومون بزرگ شدن بود
بزرگ که شدیم حسرت برگشتن به بچگی رو داریم
بچه که بودیم تو بازیهامون همش ادای بزرگ ترها رو در می آوردیم
بزرگ که شدیم همش تو خیالمون بر میگردیم به بچگی
بچه بودیم درد دل ها را به هزار ناله می گفتیم همه می فهمیدند
بزرگ شده ایم درد دل را به صد زبان به کسی می گوییم... هیچ کس
نمی فهمد
بچه بودیم دوستیامون تا نداشت
بزرگ که شدیم همه دوستیامون تا داره
بچه که بودیم بچه بودیم
بزرگ که شدیم بزرگ که نشدیم هیچ؛ دیگه همون بچه هم نیستیم

آنتوان لاوی
در ۱۱ آوریل سال ۱۹۳۰ در شهر شیکاگو ایالت ایلی نویز متولد شد. سپس خانواده اش به سانفرانسیسکو نقل مکان کردند و بیشتر دوران رشد وی همانجا سپری شد.
پس از رها کردن دبیرستان و فرار از خانه در ۱۷ سالگی ابتدا به سیرک پیوست و بعد به نوازندگی روی آورد.
در ۱۹۵۰ به عنوان عکاس در دایره جنائی پلیس استخدام شد.
ازدواج
در سال ۱۹۵۲ (میلادی) با کارول لَنسینگ (Carole Lansing) ازدواج کرد. نتیجه این ازدواج اولین دختر او کلارا لاوی بود. ازدواج آنها بعد از اینکه آنتوان بسیار شیفته داین هگارتی شده بود در ۱۹۶۰ (میلادی) منجر به طلاق شد. آنتوان و داین هرگز ازدواج نکردند ولی رابطه آنها بعد از سالهای طولانی به تولد دختر دوم وی زنا لاوی در سال ۱۹۶۴ (میلادی) منجر شد.
موفقیتهای او به عنوان یک پیانیست ادامه داشت و از مشهور ترین افراد زمان خود در سانفرانیسکو بود.
شیطان پرستی
لاوی ارائه سخنرانیهای سرّی خود در شبهای جمعه را که «دایره اسرار آمیز» نامیده بود آغاز کرد. یکی از اعضای همین حلقه بود که به وی پیشنهاد تأسیس آیین جدید را داد.
در ۳۰ آوریل ۱۹۶۶ در حالی که سر خود (به عنوان رسم آئین جدید) را تراشیده بود، بنیان گذاری کلیسای شیطان را اعلام کرد.
همچنین سال ۱۹۶۶ را به عنوان آنو ساتانس (سال اول Anno Satanas) سال اول عهد شیطان اعلام کرد.[۱]
وی خود را کاهن اعظم کلیسای شیطان نامید.
چندی بعد با انتشار کتاب انجیل شیطانی در سال ۱۹۶۹ به اظهار تعالیم کلیسای شیطان پرداخت و اظهار داشت که شیطان فرمانروای زمین است.
در ادامه انتشار انجیل شیطانی لاوی کتاب آئین پرستش شیطانی را در ۱۹۷۲ انتشار داد. در این کتاب جزئیات بیشتری از آئین پرستش، رسوم و تشریفات دینی پرستش شیطان (از جمله مراسم عشاء تاریک Black Mass) را ذکر کرد.
هگرتی و لاوی در اوسط ۱۹۸۰ از هم جدا شدند و آخرین همراه لاوی بلانچ بارتون (Blanche Barton) بود. نتیجه این همراهی تنها پسر لاوی سیتن سرکیس کرنکی لاوی (Satan Xerxes Carnacki LaVey) شد.
شیطان در ۹ جمله شیطانی منسب به لاوی خلاصه میشود:
- شیطان میگوید دست و دلبازی کردن بجای خساست.
- شیطان میگوید زندگی حیاتی بجای نقشه خیالی و موهومی روحانی.
- شیطان میگوید دانش معصوم بجای فریب دادن ریاکارانه خود.
- شیطان میگوید محبت کردن به کسانی که لیاقت آن را دارند بجای عشق ورزیدن به نمک نشناسان.
- شیطان میگوید انتقام و خونخواهی کردن بجای برگرداندن صورت. (اشاره به تعالیم مسیحیت که میگوید هرگاه برادری به تو سیلی زد، آن طرف صورتت را جلو بیاور تا ضربهای به طرف دیگر بزند)
- شیطان میگوید مسئولیت پذیری در مقابل مسئولیت پذیران بجای نگران بودن خون آشامهای غیر مادی
- شیطان میگوید انسان مانند دیگر حیوانات است، گاهی بهتر ولی اغلب بدتر از آنهایی است که روی چهار پا راه میروند، بدلیل آنکه انسان دارای خدای روحانی و پیشرفتهای روشنفکرانه، او را پستترین حیوانات ساختهاست.
- شیطان تمام آن چیزهایی که گناه شناخته میشوند را ارائه میدهد، چون که تمام آنها به یک لذت و خوشنودی فیزیکی، روانی یا احساسی منجر میشوند.
- شیطان بهترین دوست کلیساست چرا که در میان تمام این سالها وجود شیطان دلیل ماندگاری کلیساها است.
لاوی ۱۱ قانون شیطانی را نیز وضع کرد، که یک نظام نامه اخلاقی است، و راهنماییهای کلی برای زندگی انسانها را ارائه کردهاست :
- هرگز نظراتت را قبل از آنکه از تو بپرسند بازگو نکن.
- هرگز مشکلاتت را قبل از آنکه مطمئن شوی دیگران میخواهند آن را بشنوند بازگو نکن.
- وقتی مهمان کسی هستی، به او احترام بگذار و در غیر این صورت هرگز آنجا نرو.
- اگر مهمانت مزاحم تو است، با او بدون شفقت و با بیرحمی رفتار کن.
- هرگز قبل از آنکه علامتی از طرف مقابلت ندیدهای به او پیشنهاد نزدیکی جنسی نده.
- هرگز چیزی را که متعلق به تو نیست برندار، مگر آنکه داشتن آن برای کس دیگری سخت است و از تو میخواهد آن را بگیری.
- اگر از جادو به طور موفقیت آمیزی برای کسب خواسته هاید استفاده کردهای قدرت آن را اعتراف کن. اگر پس از بدست آوردن خواستههایت قدرت جادو را نفی کنی، تمام آنچه بدست آوردی را از دست خواهی داد.
- هرگز از چیزی که نمیخواهی در معرض آن باشی شکایت نکن.
- کودکان را آزار نده.
- حیوانات -غیر انسان- را آزار نده مگر آنکه مورد حمله قرار گرفتهای یا برای شکارشان.
- وقتی در سرزمینی آزاد قدم بر میداری، کسی را آزار نده، اگر کسی تو را مورد آزار قرار داد، از او بخواه که ادامه ندهد. اگر ادامه داد، نابودش کن.
-
مرگ
آنتوان لاوی در ۲۹ اکتبر ۱۹۹۷ در بیمارستان سنت ماری شهر سانفرانسیسکو بر اثر تورم ریه مرد. روز مرگ لاوی به عنوان روز هالووین شناخته میشود.در تدفین شیطانی لاوی که به صورت مخفی انجام شد، جسدش سوزانده و خاکستر شد.
خاکسترش دفن نشد ولی بین وارثانش تقسیم شد و با این فرض که دارای قدرت اسرارآمیز است در آیین پرستش اسرارآمیز شیطانی استفاده میشود
-

-
نماد های شیطان پرستی
در ذيل برخي از نمادها كه به عنوان نگين انگشتر ، گردنبند ، تصاوير بر روي دستبندها ، پيراهن ، شلوار ، كفش ، ادكلن ، ساعت و ... درج شده و مورد بررسي و معرفي قرار ميگيرد :
ا
گر نوشته وسط نماد يعني (Satanism) به معناي شيطانگرايي به همراه دايره حذف كنيم ، آن وقت يك ستاره پنجضلعي بر جاي ميماند كه همان نشانه ستاره صبح يا پنتاگرام (pentagram) باقي ميماند .
اين سمبل نيز همان پنتاگرام است ، با فرق اينكه انواع آن گاه پنجضلعي وارونه (snvertedpentagram ) يا ديو (Buphomet ) و به شكل در ميان نمادهاي شيطانپرستان به چشم ميخورد .
برخي از شيطانگرايان محدوده جغرافيايي « تحت سلطه » اين نماد و در واقع منطقه نفوذ شيطانگرايي را در نقشه ذيل توصيف مينمايند . (محدوده در ايسلند و اروپا)
درميان پنتاگراهاي قبلي تصوير سر يك بز تعبيه شده است كه اقدامي ضد مسيحي ، به اين معناست كه مسيحيان معتقدند كه مسيح همچون يك بره براي نجات ايشان قرباني شده است و با توجه به اينكه ايشان بز را نماد شيطان و در برابر بره ميدانند اين آرم را انتخاب كردهاند.
666
: يك سمبل با عنوان « شماره تلفن شيطان » توسط گروههاي هوي متال وارد ايران اسلامي شده اما در حقيقت علامت انسان و نشانه جانور در ميان شيطانپرستان تلقي ميشود و براساس مكاشافات 13:18 « ... پس هر كس حكمت دارد عدد وحش را بشمارد ،زيرا كه عدد انسان است و عددش 666 است . » از سالها پيش تاكنون اين عدد با اشكال مختلف بر روي ديوارهاي شهرهاي بزرگ كشور مشاهده ميشد .

صليب وارونه (upside down cross ) : اين نماد و حكايت از « وارونه شدن مسيحيت دارد » و عمدتا استهزا و سخره گرفتن اين دين است . صليب وارونه در گردن بندهاي بسياري مشاهده شده و خوانندههاي راك انواع مختلف آنرا به همراه دارند .
نماد صليب شكسته يا چرخ خورشيد (swastika or sun wheelc) : چرخ خورشيد يك نماد باستاني است كه در برخي فرهنگهاي ديني همچون كتيبههاي بر جاي مانده از بوداييها و مقبرههاي سلتي و يوناني ديده شدهاست .
لازم به توضيح است اين علامت سالها بعد توسط هيتلر به كار رفت ، لكن برخي با هدف به سخره گرفتن مسيحيت اين سمبل را وارد شيطانپرستي كردند .
چشمي در حال نگاه به همه جا (All seeing Eye) : چشم در برخي نمادهاي روشنفكري نيز به كار ميرود . اما شيطانپرستي اعتقاد دارند چشم در بالاي هرم « چشم شيطان » است و « بر همه جا نظارت و اشراف دارد » .
اين علامت در پيشگويي ، جادوگري ، نفرينگري و كنترلهاي مخصوص جادوگري مورد استفاده قرار ميگيرد .گفتني است اين نماد بر روي دلار آمريكايي به كار رفته است .
اين نمادها به انگليسي (Ankh) انشاءميشود و سمبل شهوتراني و باروري است .
اين نمادها به معناي روح شهوت زنان نيز تعبير ميشود . امروزه نماد « فمنيسم » در واقع يك نماد برداشت شده دقيقا از سمبلهاي شيطاني است .
پرچم رژيم صهيونيستي : قابل توجه جدي است كه رژيم صهيونيستي علاوه بر حمايتهاي آشكار و پنهان ،حتي از قرار گرفتن نماد رسمي كشور نامشروعش در كانون علائم شيطانگرايان نيز پرهيز ندارد .
ضد عدالت (Anti justice) : با توجه به اينكه تبر رو به بالا نماد عدالت در روم باستان به شمار مي آمده است شيطانپرستان تبر رو به پايين را با عنوان نماد ضد عدالت در راه پيمودن مسير تاريك انتخاب كردهاند .
همچنين گفتني است كه فمنيستها از دو تبر رو به بالا به معني مادرسالاري باستاني استفاده مينمودند.
سر بز (Goat Head) : بز شاخدار ، بز مندس mendes (همان ba'al بعل خداي باروي مصر باستان) ، بافومت ، خداي جادو ، scapegoat (بز طليعه يا قرباني) اين يكي از راههاي شيطانپرستان براي مسخره كردن مسيح است زيرا گفته ميشود كه مسيح مانند برهاي براي گناهان بشر كشته شد . همانطور كه در توضيح نمادهاي اول اشاره شد ،اين نماد تصوير كاملي است از بز قرار گرفته در نماد پنتاگرام .
هرج و مرج (Anarchy) : اين نماد به معناي از بين بردن تمام قوانين است و دلالت بر اين امر دارد كه « هر چه تخريب كننده است تو انجام بده » اين نماد عمدتا مورد استفاده گروههاي هويمتال است .
چشم شيطان (Aye of satan) : اين نماد نيز به معناي چشم « شيطان و نظارت و اقتدار » است و كمتر شناخته شده است .
-


|
مراحل وارد شدن به شیطان پرستی
" كسب قدرت تاریكی برای شیطان پرستی / به دست آوردن نیرو های نهفته در تاریكی ، كسب قدرتی است درونی و بی پایان . انرژی عظیمی كه این امكان را به شما میدهد روح خود را ارتقا بخشید و كمبودهایش را با قدرت جایگزین كنید . نكته ی مهم در برگزاری این مراسم این است كه هرگز نباید به نتیجه بدگمان باشید . خالصانه به نیروی روح خود و روح تاریكی ایمان داشته باشید. آنچه باقی میماند آرامش و دوری از افكاره بیهوده است كه باید در خود ایجاد كنید . * مقدمات محراب : مقابل دیوار غربی قرار گرفته پارچه سیاهی به روی آن كشیده میشود . بالای سر محراب ( روی دیوار) ستاره 5 پر وارونه نصب كن . روی محراب 2 شمع سیاه روی پایه ، خنجر مخصوص مراسم ، جمجمه انسان ، یك زنگ ، یك آتشدان و یك جام بگذار / برای نور بیشتر میتوان از شمع های سیاه در گوشههای اتاق استفاده كرد / میتوانید از جمجمه انسان ساخته شده از مواد مصنوعی نیز استفاده كنید . خون : جام را با مایعی به رنگ قرمز پر كن .ماهیت مایع اهمیتی ندارد زیرا كه این مایع نماد خون قربانیست. آتش : آتشدان را درست در مركز محراب قرار ده . پوشش : تماماً سیاه همراه با ستاره 5 پر وارونه آویخته بر گردن . آداب مراسم : به ترتیب ذیل زنگ را به صدا درآور : شش بار در جهت جنوب ، شش بار در جهت شرق ، شش بار در جهت شمال .حال خنجر را بدست گیر به سمت پنتاگرام وارونه نشانه برو و با لحنی دعایی نیایش كن : بنام شیطان بزرگ و افتخار او ، لوسیفر من نیروهای تاریكی و قدرت شیطان را به درون فرا می خوانم . با خنجر پنتاگرام وارونهیی در هوا رسم كن و آتش را بیافروز ، نیایش را ادامه بده : آتش سیاه برافروخته و درهای تاریكی بر پاشنه خود چرخیده اند . روح سیاه و شیطانی كاین ظاهر شده ، كسی كه از دوردست می آید تا خواست خود را بر فراز هستی بنا كند .بر حذر باش از گمراهی انسان كه همواره همراه اوست از ابتدا تا نهایت . نظاره كن . این منم خدای دیروز ، امروز و فرداها . نگهبان زمان و ابدیت .بی مانند .غرق در دانایی . بی همتا در توانایی .عناصر را بخوان تا مرا خدمت كنند و نیروهای طبیعت را امر كن تا تجلی آمال من شوند .بپاخیز من تو رامی خوانم . دوباره خنجر را به سمت پنتاگرام وارونه نشانه برو و ادامه بده : كاین ، شیطان ، من قلهها را تصرف كردهام . قدرت تاریكی در دستان من است . اكنون من در قالب تو خواستههای شیطانیام را تجلی می بخشم ؛ پندار مرا با شكوه و عظمت باستانی تسخیر كن . مرا در لایه های نامریی و رمزآلودش تنها گزار . جام را در مقابل پنتاگرام وارونه بالا ببر ( بمنظور پیشكش ) و انگشت اشاره دست راست را درون ظرف ببر . انگشت را از ظرف خارج كرده ، دور لبه جام بگردان (در جهت گردش عقربههای ساعت) و همزمان بخوان : من از این جام می نوشم .من از زندگی می نوشم . قدرتهای نهفته در تاریكی مرا در بر گیرید . جام را یك نفس تا انتها بنوش و ادامه بده : همراه با برترین نیروهای شیطانی و عمیقترین قدرتهای تاریكی به جهان ماده باز می گردم تا شبی دیگر را تسخیر كنم . آتش را خاموش كن ، زنگ را در خلاف جهت ابتدایی به صدا در آور، شمعها را خاموش كن . * اعمال و زمان شیطان پرستی : زمان شیطان پرستی در زمانهای بسیار قدیم و قرون اولیه آدمی در چندین زمان انجام میگرفت : اولین زمان هنگام كسوف و خسوف بود ؛ بر این تصور كه شیطان و خدای تاریكی از انسانها عصبانی هستند و منتظر هدیه خود و اگر برای آنها قربانی انجام نمیگرفت خدای تاریكی و شیطان تمام انسانها را قتل عام میكردند لذا برای آرامش شیطان قربانی كردن انسان انجام میشد . این مراسم به خصوص در قبایل آمریكای جنوبی بسیار فراوان دیده شده است به گونه ای كه اكتشافات به دست آمده وجود این قربانی كردنها را تصدیق میكند و اتاقهای مخصوص قربانی كردن نیز به شیوهای خاص بنا شده بود و تزئینات خاص خود را داشت . البته قربانی كردن انسان در زمانهای دیگر نیز انجام میشد كه اكنون قربانی كردن انسان در دوره كنونی در یك شب كاملا تاریك انجام میشود .اعمال مراسم شیطان پرستی نیز بسیار زیاد است و به ذكر چند مورد بسنده می كنم.مهمترین اعمال آنها اعمالی است كه همیشه انجام میدهند و در آن به انجام امور جنسی میپردازند و همچنین از شیطان برای پیشبرد اهداف حاضرین كمك میخواهند و اگر كسی مشكلی داشته باشد برای حل مشكل وی دعا می شود. مراسم بعدی ؛ مراسم عضویت یك عضو جدید به این هیئت و مجموعه است كه این كار توسط كشیش كلیسای شیطان و یا همسر وی ( بستگی به مذكر یا مونث بودن عضو جدید دارد ) انجام میشود . * مراسم قربانی كردن : در شیطان پرستی جدید قربانی كردن مفهومی ندارد اما برای آنان كه هنوز پیرو شیطان پرستی قدیمی و قرون وسطایی هستند این كار در شبی تاریك انجام میشود . قربانی توسط آب مقدس غسل داده میشود و بر روی محراب خوابانده میشود . البته اصولاً قربانیها قبل از انجام مراسم بیهوش میشوند . و در كاملترین مراسم قربانی كردن برای شیطان ؛ قربانی پس از كشته شدن و نوشیدن خون وی توسط آتش سوزانده میشود . در این مراسم خواندن اوراد مخصوصی به زبانی كاملا بی معنی و گاها عبری انجام میگیرد . مراسم معروف نماز سیاه یا نماز جماعت سیاه : شاید معروفترین مراسم آنان باشد . این مراسم در كلیسای شیطان پرستی انجام میشود و دقیقا همان مراسم عشای ربانی مسیحیت است با این تفاوت كه تمام كارها برعكس انجام میشود و البته كارهایی نیز در آن مراسم انجام میگیرد كه از ذكر آنها خودداری میكنم . مراسم پیوستن عضو جدید : در مراسم پیوستن عضو جدید به شیطان پرستان كه البته همچنین عملی در جادوگری نیز وجود دارد بوسه مقدس است . این بوسه توسط همسر یا خود كشیش به بدن شخص عضو شونده زده میشود. ![]() ![]() |


مرلین منسون
روزگاری است که شیطان فریاد میزند :
آدم پیدا کنید سجده خواهم کرد...




















بگذار اسمت دلیل شادیم باشد....
نمی گویم بمان ....
نه... برو.....
اما....
خیالت را از من نگیر....
بگذار خیال کنم که تو هم دوستم داری و با من می مانی...
قول میدهم که خیالم تبدیل به حقیقت نشود.....
بگذار با فکرت زنده بمانم.....


آرزوهای محال...
تو سر تا پا ادعایی انکار نکن....
عشقت را چشیده ام طعم کشک میداد...
کاش میفهمیدی قهر میکنم تا دستم را محکم تر بگیری وبلند تر بگویی بمان نه اینکه شانه بالا بندازی و بگویی هر طور راحتی....
خسته شدم از بس به آدمایی که خواستن جاتو بگیرن گفتم ببخشید اینجا جای دوستمه ... الان میاد...
حالم را پرسیدند گفتم رو به راهم !!!! نمیدادند رو به راهی هستم که تو رفتی....


